تاریخ انتشار: آذر 1388
تعداد صفحات: 200
شابک: 978-964-419-392-7
نوبت چاپ: : اول، زمستان 1388
قیمت: 1,800 تومان
معرفی کتاب:
این یك داستان واقعی است! واقعیتی كه اگر خوب چشم بازكنی، در اطرافت میبینی؛ نه بندرت، یكی، دوتا، ده تا، بیست تا... بلكه آنقدر كه درك كنی، حس كنی و ببینی خدایی كه در این نزدیكی است را. خدایی كه عزیز است و عزت میدهد. آنقدر عزیز كه به خاطرش، جان بركف میگیرند و در بلاهای دهر دم بر نمیآرند، بلكه با لبخندی به بازی میگیرند بلاهای دهر را كه «الهی كفی به عزاً ان اكون لك عبداً و كفی بی فخراً ان تكون لی رباً انت كما احب فاجعلنی كما تحب» ... و میشود آن طور كه خدا دوستش دارد. لحظهای را تصور كن كه به دلیل سهلانگاری یكی، مبتلا به یك مرض تقریباً لاعلاج شدهای! چه میكنی؟ آقا! خانم! اگر بگویند كه همسرتان به دلیل سهلانگاری یكی، مبتلا به یك مرض تقریباً لاعلاج شده! چه میكنید؟ این داستان، واقعی است! واقعیتی كه امروزه روز افسانه پنداشته میشود، اما اگر خوب چشم باز كنی، در اطرافت میبینیاش و به یقین میبینی خدایی كه در این نزدیكی است را و ... تو هم میشوی آنطور كه خدا دوستش دارد؛ واقعی میشوی تو! ضمن قدردانی از لطف جانباز سرافراز مصطفی (جمشید) عنایتی و زحمات سركار خانم سیمین وهابزاده، این اثر تقدیم به آنانی میگردد كه خدا دوستشان دارد و آنان كه آرزویشان این است كه... «فاجعلنی كما تحب». در پایان از تلاشهای آقای مهدی حقبین مدیر گروه هنر، آقای دكتر رشید جعفرپور مدیر بخش ادبیات و آقای دكتر اكبر اشرفی معاون پژوهشی تشكر نموده و نیز همكاران محترم در معاونت انتشارات قدردانی میشود.